← بازگشت به کتابخانه
Side-Hustle ۲۶ خرداد ۱۴۰۵

یک طراح کارش را رها کرد تا با دخترعمو و بهترین دوستش از روی دوچرخه بریگادیرو بفروشد — از یک چرخ‌دستی خیابانیِ رانده‌شده تا یک شیرینی‌فروشی R$1.25M

ماتئوس دوآرته طراح گرافیک در پروکونِ (Procon) ریو بود. در سال ۲۰۱۷ کارش را رها کرد و همراه دخترعمویش ژسیکا و دوست دوران کودکی‌اش تایانینی، در آپارتمان پدر و مادرش بریگادیرو — شیرینی ملی برزیل — می‌ساخت؛ اول تلاش کرد آن را از روی یک دوچرخهٔ تغییریافته بفروشد (شکست خورد)، بعد به‌صورت چرخ‌دستی خیابانی. بعضی هفته‌ها درآمدش کمتر از R$150 بود؛ او را از مغازه‌ها بیرون می‌انداختند و می‌دید که آشنایان از آن طرف خیابان رد می‌شوند تا به او برنخورند. در دوران همه‌گیری، اینستاگرام این چرخ‌دستی خیابانی را به برندی با مشتریان مشهور تبدیل کرد؛ در سال ۲۰۲۱ فروشگاهی به نام Casa Afagá باز کردند و در ۲۰۲۴ درآمد از R$1.25M (حدود ۲۲۰ هزار دلار) گذشت — بدون هیچ سرمایهٔ بیرونی یا وامی، یک چرخ‌دستی سه‌نفره به تیمی ۱۸ نفره تبدیل شد.

چه کسی
Matheus Duarte (31, from Rio, former Procon graphic designer) + his cousin Jessica Veras + childhood friend Thayanini Magalhães; a three-person, self-funded team that started from a street cart
درآمد
Near-zero start (an adapted bicycle + parents' kitchen); some street-cart weeks under R$150; 2024 revenue R$1.25M (first time over R$1M, ~$220K); 2025 projected R$2M; now 18 people, zero outside funding or loans
مدت
2017: quits design job → sells brigadeiro from an adapted bike (fails) → switches to a street cart (Ipanema etc.) → pandemic: Instagram growth + celebrity clients → 2021: opens store Casa Afagá (Andaraí) → expands the product line → 2024: R$1.25M, 2025: targeting R$2M, 2026: first subsidiary
کسب‌وکار
Afagá (Casa Afagá): a Brazilian confectionery brand. Uses the national sweet brigadeiro as its hook product, extending into bolo no pote (cake in a jar), chocolate bars, Easter eggs, and a signature sea-salt caramel cake, and upgraded into a café (matcha lattes, brunch). Sells via its own store + iFood delivery + Instagram (@afagabr); started from a street cart

فرآیند

R$1.25M
درآمد ۲۰۲۴
< R$150
بدترین درآمد هفتگی در خیابان
3 → 18
تیم
R$0
سرمایهٔ بیرونی
بریگادیرو، شیرینی ملی برزیل (تصویر نمادین)
بریگادیرو، شیرینی ملی برزیل (تصویر نمادین) · عکس: Romerito Pontes / Wikimedia Commons, CC BY 2.0

ماتئوس دوآرته زمانی طراح گرافیک در یک پروکون (سازمان حمایت از مصرف‌کننده) در ریو بود. امروز برند شیرینی برزیلی‌ای که با خانواده و دوستانش بنیان گذاشت، Afagá، سالی R$1.25 میلیون (حدود ۲۲۰ هزار دلار) درآمد دارد و آدم‌های مشهور برایش صف می‌کشند. اما این کسب‌وکار با یک دوچرخه که چیزی نمی‌فروخت آغاز شد، و با دورانی از زندگی خیابانی که مردم برای دوری از آن از آن طرف خیابان رد می‌شدند.

مرحلهٔ ۱ — آغاز (۲۰۱۷): یک طراح کارش را رها می‌کند، در فروش شیرینی از روی دوچرخه شکست می‌خورد و به خیابان می‌رود

در سال ۲۰۱۷، ماتئوس کار طراحی گرافیکش در پروکون را رها کرد و همراه دخترعمویش ژسیکا وراس (Jessica Veras) و دوست دوران کودکی‌اش تایانینی ماگالیائس (Thayanini Magalhães)، تصمیم گرفت بریگادیرو بسازد — شیرینی ملی برزیل، یک گلولهٔ شکلاتی از شیر تغلیظ‌شده و کاکائو. در ابتدا تلاش کرد آن را از روی یک دوچرخهٔ تغییریافته بفروشد — جواب نداد.

پس این سه نفر به camelô (دستفروش خیابانی) تبدیل شدند: شیرینی‌ها را در آپارتمان پدر و مادر ماتئوس در پنیا (Penha) می‌ساختند، سپس چرخ‌دستی را به محله‌های ثروتمندی مثل ایپانما (Ipanema) می‌بردند (سه‌شنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها در حوالی Rua Visconde de Pirajá).

آغاز کار بی‌رحمانه بود: بعضی هفته‌ها کمتر از R$150 درآمد داشتند. سخت‌تر از نبود پول، مسئلهٔ کرامت بود: «مرا از مغازه‌ها بیرون می‌انداختند، و می‌دیدم آشنایان به پیاده‌روی روبه‌رو می‌روند فقط برای اینکه به من برنخورند،» — او آن سال‌های خیابانی را این‌طور خلاصه می‌کند. بیشتر آدم‌ها در آن شرم رها می‌کردند. این سه نفر نکردند.

مرحلهٔ ۲ — چرخش همه‌گیری: اینستاگرام یک چرخ‌دستی خیابانی را به برندی با مشتریان مشهور تبدیل می‌کند

نقطهٔ عطف با همه‌گیری آمد. در آن دوران، اینستاگرامشان (@afagabr) به‌سرعت رشد کرد. محصول و اعتباری که در طول سال‌ها در خیابان ساخته و پرداخته بودند، یک‌باره با آن بلندگو تقویت شد.

مشتریان مشهور پیدایشان شدند — بازیگران برزیلی مثل کامیلا پیتانگا (Camila Pitanga)، رناتا سورا (Renata Sorrah) و پائولو بتی (Paulo Betti) از مشتریانشان شدند. یک «چرخ‌دستی خیابانیِ رانده‌شده» به برند شیرینی‌ای با کشش واقعی آنلاین تبدیل شده بود. کسانی که فرصت را وقتی می‌رسد تمیز می‌قاپند، معمولاً همان‌هایی‌اند که از پیش چرخ‌دستی را در خیابان پر کرده بودند.

مرحلهٔ ۳ — از یک بریگادیرو تنها تا یک خط محصول + یک فروشگاه فیزیکی (۲۰۲۱)

آن‌ها در یک بریگادیرو متوقف نشدند. خط محصول از بریگادیرو به bolo no pote (کیک در شیشه)، شکلات تخته‌ای، تخم‌مرغ‌های عید پاک گسترش یافت، و بعدتر به امضای آن‌ها — یک کیک کاراملِ نمک دریایی.

در سال ۲۰۲۱، اولین فروشگاه فیزیکی‌شان، Casa Afagá، را در Rua Uruguai در آندارای (Andaraí) باز کردند و آن را به یک کافه ارتقا دادند: ماچا لاته، برانچ، کیک‌های bentô با جمله‌های بامزه. آن‌ها از بریگادیروی پرطرفدار ملی به‌عنوان قلاب استفاده می‌کنند تا مشتری را به داخل بکشانند، سپس با کیک‌ها، جعبه‌های هدیه و قهوهٔ گران‌تر، میانگین ارزش سفارش و نرخ خرید مجدد را بالا می‌برند.

مرحلهٔ ۴ — عبور از مرز میلیون: R$1.25M در ۲۰۲۴، هدف‌گذاری R$2M در ۲۰۲۵

در سراسر این مسیر، آن‌ها هیچ سرمایهٔ بیرونی و هیچ وامی نگرفتند. یک چرخ‌دستی خیابانی سه‌نفره، با سرمایه‌گذاری مجدد سود گام‌به‌گام، به تیمی ۱۸ نفره تبدیل شد.

در سال ۲۰۲۴، درآمد Afagá برای نخستین بار از یک میلیون گذشت — دقیق‌تر بگوییم R$1.25 میلیون (حدود ۲۲۰ هزار دلار). برای ۲۰۲۵ آن‌ها R$2 میلیون را پیش‌بینی می‌کنند (با انتظار بیش از R$1M تنها در نیمهٔ اول)، و قصد دارند در سال ۲۰۲۶ اولین شعبهٔ خود را در فودهالِ Taste Lab در تیژوکا (Tijuca) باز کنند.

یک دوچرخه که چیزی نمی‌فروخت و دورانی از زندگی خیابانی که مردم برای دوری از آن از خیابان رد می‌شدند، هشت سال بعد به برند شیرینی برزیلیِ محبوب آدم‌های مشهور تبدیل شده بود که سالی میلیون‌ها رئال درآمد دارد.

«مرا از مغازه‌ها بیرون می‌انداختند، و می‌دیدم آشنایان به پیاده‌روی روبه‌رو می‌روند فقط برای اینکه به من برنخورند.» — ماتئوس دوآرته (بازنویسی از مصاحبه‌های عمومی)

منبع: Time Out Rio · Terra · Instagram @afagabr

تحلیل

بینش ۱: یک «چرخ‌دستی خیابانی» ارزان‌ترین آزمون بازارِ ممکن است — اول اعتبارسنجی، بعد افتتاح فروشگاه

بیشتر آدم‌ها ترتیب را وارونه می‌کنند: اول برای اجاره، بازسازی و موجودی خرج می‌کنند، بعد دعا می‌کنند کسی از در داخل بیاید. Afagá برعکس عمل کرد — یک دوچرخهٔ تغییریافته به‌علاوهٔ آشپزخانهٔ پدر و مادرشان، و گذاشتن محصول مستقیم در دستان مشتریان واقعی در خیابان. اگر فروش نمی‌رفت، تنها چیزی که از دست می‌دادند مواد اولیه بود.

یک چرخ‌دستی خیابانی «شکلِ پستی که فقط وقتی بی‌پول شدی به آن پناه می‌بری» نیست؛ یک آزمون تقاضای دست‌کم‌گرفته‌شده و تقریباً بی‌هزینه است که، پیش از آنکه پول را در دارایی‌های سنگین فرو کنی، بی‌رحمانه و صادقانه به تو می‌گوید آیا کسی پول می‌پردازد — و آیا برمی‌گردد. «آیا کسی این را می‌خرد» را با سبک‌ترین روش اول اعتبارسنجی کن، بعد دربارهٔ افتتاح فروشگاه حرف بزن. این ترتیب را درست بچین و از کشنده‌ترین اشتباهی که بنیان‌گذاران مرتکب می‌شوند جاخالی می‌دهی.

بینش ۲: زنده ماندن از قعرِ کرامتِ «رانده‌شدن، آشنایانی که از تو دوری می‌کنند» خودش یک حصار دفاعی است

ماتئوس را از مغازه‌ها بیرون می‌انداختند و می‌دید آشنایان از خیابان رد می‌شوند تا از او بگریزند — شرمی که ۹۹٪ آدم‌ها را پس می‌زند. اما دقیقاً همان سال‌های خیابانی هم محصول را پرداخت کرد و هم پوست کلفت و غریزهٔ فروش او را.

سختیِ راه‌اندازیِ سرد خودش یک حصار دفاعی است: آدم‌هایی که حاضرند آن را تحمل کنند، و آن را طولانی تحمل کنند، به‌ندرت یافت می‌شوند. این همان نخ پنهانِ «آغاز کند یک صافی است» در بسیاری از این موارد است — رقبا با محصول تو شکست نمی‌خورند؛ آن‌ها با همان روزهای دیده‌نشده، بی‌پاداش و پر از چشم‌غره پس زده می‌شوند. هرکس از آن دوران بیرون بیاید، پیشاپیش در جاده‌ای که هیچ‌کس دیگری حاضر نیست برود برنده شده است.

بینش ۳: فرصت (همه‌گیری/اینستاگرام) شانس نیست — بلندگویی است برای آن‌هایی که از پیش چرخ‌دستی را پر کرده‌اند

آسان است که اوج‌گیری Afagá را به «شانسِ همه‌گیری + اینستاگرام» نسبت دهیم. اما حقیقت این است: آن‌ها سه سال محصول و مخاطب را در خیابان ساخته و پرداخته بودند، و اینستاگرام صرفاً آن انباشت را یک‌باره تقویت کرد. زیر همان بادِ موافقِ همه‌گیری، هرکس بدون محصول یا اعتبار، هیچ چیزی نگرفت.

این مهم‌ترین بازخوانیِ «شانس» است: بلندگو به روی همه باز است، اما فقط آن‌هایی که از پیش چرخ‌دستی را پر کرده‌اند می‌توانند آن را بقاپند. به‌جای انتظار برای یک بادِ موافق، در روزهای بی‌ترافیک به پرداختن محصول و انباشت مشتریان مکرر و محتوا ادامه بده — تا وقتی بادِ موافقِ یک پلتفرم یا لحظه‌ای ویروسی فرا رسید، تو همان کسی باشی که اوج می‌گیرد.

بینش ۴: از یک «پرفروشِ ملی» به‌عنوان قلاب استفاده کن، بعد مشتریان را به سمت اقلام گران‌تر هدایت کن

بریگادیرو شیرینی‌ای است که هر برزیلی دوستش دارد و می‌شناسدش — یک محصول قلاب کامل: مانعِ تصمیم‌گیریِ پایین، دهان‌به‌دهانِ سریع، خرید اولِ آسان. اما یک بریگادیروی تنها ارزش سفارش پایین و سقف پایینی دارد.

زیرکیِ Afagá: با پرفروشِ ملی مشتری جذب کن، بعد همان مشتریان را با bolo no pote، جعبه‌های هدیهٔ عید پاک، کیک کاراملِ نمک دریایی و منوی کافه به سمت ارزش بالاتر هدایت کن. این ترکیبِ «جذبِ کم‌مانع + درآمدزاییِ گران‌قیمت» است. وقتی محصولاتت را انتخاب می‌کنی، روشن باش که کدام محرکِ ترافیک توست و کدام‌ها سودسازهای تو.

بینش ۵: بدون سرمایه — روی جریان نقدی رشد کن، و سرعت و برند را در دستان خودت نگه دار

سه نفر تا ۱۸ نفر، چرخ‌دستی تا فروشگاه تا شعبه — Afagá هیچ پول بیرونی و هیچ وامی نگرفت، و در تمام مسیر سود را دوباره سرمایه‌گذاری کرد. کند، اما هر گام محکم ایستاد، با برند و سرعتِ رشد کاملاً در دستان خودشان.

برای یک آدم معمولی بدون منابع یا روابط، این در واقع واقع‌بینانه‌ترین و پایدارترین مسیر است: گروگانِ سرمایه نبودن، نگرانِ بازپرداخت نبودن، گذاشتن اینکه کسب‌وکار خودش پولِ گامِ بعدی‌اش را دربیاورد. سقفش شاید پایین‌تر از استارتاپ‌های سرمایه‌محور باشد، اما شانس بقا، آزادی و تاب‌آوری‌اش، همگی بسیار بالاترند.


اقدام

گام ۱: اول با ارزان‌ترین «چرخ‌دستی» اعتبارسنجی کن — همان اول فروشگاه باز نکن

پیش از امضای اجاره‌نامه، بازسازی یا انبار کردن موجودی، محصول را با سبک‌ترین روش جلوی مشتریان واقعی بگذار — یک چرخ‌دستی، یک غرفهٔ بازار، پیش‌فروش، گرفتن سفارش از طریق اینستاگرام. دو چیز را تأیید کن: آیا کسی پول می‌پردازد، و آیا برمی‌گردد. هرچه آزمون ارزان‌تر باشد، دفعاتِ بیشتری می‌توانی اشتباه کنی. «اول اعتبارسنجی، بعد مقیاس‌دهی» را در ترتیبِ بنیان‌گذاری‌ات حک کن.

گام ۲: یک محصول قلابِ «خرید-مجددپذیر و قابل‌گسترش» انتخاب کن

یک قلمِ امضادار پیدا کن که ساختنش سخت نباشد، مانعِ تصمیم‌گیریِ پایینی داشته باشد و بتواند به یک سری گسترش یابد (مثل بریگادیرو برای Afagá). از آن برای کشاندن مشتری به داخل استفاده کن، سپس خطوطِ گران‌تر را روی آن بیفزای (کیک‌ها، جعبه‌های هدیه، منوهای ست، اشتراک‌ها). همان روز اول یک فهرست بلند از SKUها را راه نینداز — اول یک پرفروشِ قدرتمند به‌دست بیاور، بعد مجموعه را بساز.

گام ۳: در روزهای بی‌ترافیک چرخ‌دستی را پر کن، و منتظر بلندگو باش

برای یک بادِ موافق نشسته منتظر نمان. در روزهایی که هیچ‌کس تماشایت نمی‌کند، به پرداختن محصول، انباشت مشتریان مکرر و ذخیرهٔ محتوا ادامه بده. بادهای موافقِ پلتفرم، لحظه‌های ویروسی، بازنشرِ آدم‌های مشهور — این «بلندگوها» سرانجام خواهند آمد، اما فقط آنچه را که از پیش وجود دارد تقویت می‌کنند. هرچه محکم‌تر انبار کرده باشی، آن لحظه را تمیزتر می‌قاپی.

گام ۴: داستان تقلایت را تعریف کن — به برند چهره‌ای انسانی بده

قوسِ Afagá، «از یک چرخ‌دستی خیابانیِ رانده‌شده تا یک شیرینی‌فروشیِ آدم‌های مشهور»، خودش بهترین بازاریابی است. یک داستانِ خاستگاهِ واقعی دورتر می‌رود و اعتماد بیشتری می‌سازد تا هر تبلیغِ صیقل‌خورده. صادقانه به مشتریان بگو چرا شروع کردی، چه تحمل کردی و تا کجا آمده‌ای — مردم نه‌فقط محصول، بلکه آدمِ پشتِ آن را می‌خرند.

گام ۵: اگر می‌توانی روی جریان نقدی رشد کنی، برای جذب سرمایه عجله نکن

سرمایه‌گذاری مجددِ سود را بر قرض گرفتن یا جذب سرمایهٔ فوری ترجیح بده. کندتر، اما هر گام محکم می‌ایستد، و سرعت و برند در دستان تو می‌ماند. از چرخ‌دستی تا شعبه، گام‌به‌گام دوباره سرمایه‌گذاری کن — این مسیر شاید جذاب نباشد، اما واقع‌بینانه‌ترین و پربقاترین راهِ مقیاس‌دهی برای یک آدم معمولی است.

برای تو مناسب نیست اگر: نمی‌توانی تحملِ رویارویی با مشتری و طرد شدن را رودررو در خیابان داشته باشی؛ یا می‌خواهی «در یک جهش فروشگاه باز کنی» و حاضر نیستی اول تقاضا را ارزان اعتبارسنجی کنی؛ یا انتظار شهرتِ یک‌شبه داری — آن‌ها سه سال در خیابان تقلا کردند پیش از آنکه لحظه‌ای که همه‌چیز را تقویت کرد فرا برسد.

تفکر + عمل را باز کنید

مشترکان تحلیل، مراحل تکرار و بررسی تناسب شخصی‌سازی‌شده را دریافت می‌کنند.

آزمایش رایگان را شروع کنید